دیگر برو....
آمدی جانم بسوزی، ســـــوختی ، دیگر برو .
آتش جانم شـــــدی ، دل سوختی ، دیگر برو .
آمدم اهلت شـــوم ، مکثی کنم ،نورم شـــوی .
آمدی اهلت به مکثی ســـوختی ، دیگر برو .
من ید بیضـا ندارم ،من شـــفا خواهم ز تو .
کی شـــفا دادی ؟ پرم را سوختی ، دیگر برو .
آمدی نوری برای مهر و ماه دل شــــوی .
مهر و ماه دل به نارت سوختی ، دیگر برو .
من تو را آرام جان و غمگســـارم گویمت .
نیست آرامم به غم، دل سـوختی ، دیگر برو .
خواســــتم پروانۀ شمعت شوم ، زیبای من.
بال من ، خاکسـترم را ســـوختی ، دیگر برو.
منتـــــظر بودم بیـایی جان به قربانت کنم .
آمدی جانم بســــوزی سـوختی ، دیگر برو
+ نوشته شده در ساعت توسط ADINEH
|