درباره وبلاگ

نگاهم که می کنی....
پرنده می شوم.....
آغوشت قفس است و من.....
تنها پرندۀ محتاج قفس.....
(آدینه)
فهرست اصلی
بهترین دوستانم
دلتنگی های پیشین
طراح قالب
POWERED BY
مثل همیشه خاطره می کوفت بر سرم
تا باز هم روانه شوم سمت دفترم
در فکرهای آبکی ام گیر کرده ام
حتی تو را از عشق خودم سیر کرده ام
امشب تو نیستی که مرا زیر و بم کنی
امشب تو نیستی که به قلبم ستم کنی
حال مرا دوباره از عشقت به هم بزن
بر شیشه های عینک خود قاب غم بزن
غم آمده به زخم نگاهم نمک زده
چون بند بند ثانیه هامان کپک زده
این قلب زخم خورده امانم نمی دهد
این عقل کور راه نشانم نمی دهد
ای کاش چشمهات مرا هم زبان نبود
اینقدر باجنون ، دلم مهربان نبود
حالا دهان که باز کنم اشک می شود
انگار حرف هات همش کشک می شود
حالا دوباره ساحل و دریا موازی اند
حتی کلاغ و باغچه از درد راضی اند
یادم نبود اینکه تو دیگر پرنده ای
من عاشقم؟ نه خیر ! چه حرف زننده ای!
با قلب زخم خورده ی در حال انفجار
در کوپه های خاطره هستیم هم قطار
دلتنگی های ADINEH در ساعت موضوع | لینک ثابت
چیز مهمی نیست آقا، کاملا خوبم .
دارم برای قاب عکست میخ می کوبم .
بر روی این دیوار سرد لعنتی ، یا نه ،
بر این دل دیوانۀ همیشه آشوبم .
سر دردهایم ؟ دائمی ، همیشگی ، عادیست .
حل میشود با قرص های زرد مرغوبم .
غمگین نشو از زخم بر پیشانیم ، وقتی ،
بر چارچوب خاطرات کهنه مصلوبم .
هی پلک برهم می گذارم از سر اجبار،
تا که به چشمانت نیوفتد چشم مرطوبم .
اینبار اگر لب وا کند این چشمه های اشک ،
بار دگر سر واکند این زخم مغلوبم .
دائم در و دیوار را پر می کنم از تو.
از نامه ها از عکسها از عشق مکتوبم .
دلتنگی های ADINEH در ساعت موضوع | لینک ثابت
تولدم را با خون جشن خواهم گرفت،
ودر باران مرثيه خوان،
غزل شبانه ي خود را گلگون خواهم كرد،
ودر فصل تير باران، با آخرين لبخند ،
ترانه ي طلوع را ،
شعر بي نام ، شعر تولد ، شعر آغاز،
شعر هاي خاكي و مردمي،
وآواز هاي بومي پسرك شرقي را خواهم خواند ،
دوستان بياييد ،
بياييد كه از تولدم خواهم گفت ،
واز عزايي كه در جشن اين تولد گرفته ام.
از فصل پيوستن ،
واز حماسه اي كه با هیچ آغاز شد..... .
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
بغض نکن گریه نکن .
اگرچه غم کشیده ای .
برای من فقط بگو،
خواب بدی که دیده ای .
اگر که اعتماد تو،
به دست این و آن کم است ،
تکیه بده به شانه ام ،
که مثل صخره محکم است .
به پای صحبتم نشین ، فقط ترانه گوش کن .
جام به جام من بزن ، جان مرا تو نوش کن .
تو را به شعر می کشم ،
چو واژه پیش می روی .
مرگ فرا نمی رسد ،
تو تازه خلق می شوی .
تو در شب تولدم ،
به شعله فوت می کنی ،
به چشم من که می رسی ،
فقط سکوت می کنی .
اگر کسی در دل توست ، بگو کنار می روم .
گناه کن به جای تو ، بر سر دار می روم .
؟؟؟؟؟؟؟؟؟
در کمال ناباوری ۲۷ ساله شدم.
دلتنگی های ADINEH در ساعت موضوع | لینک ثابت